دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين نوروز مبارک باد....................
شکوه جادوي رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادماني عيد
دوباره عشق و اميد
دوباره چشم و دل ما و چهره هاي بهار
بازم مثه معمول، عين همهي سالهاي قبل، دو ساعت قبل لحظهي تحويل رو میگذرونيم. لحظهاي که انگار آدم همهي گذشتهش رو فراموش مي کنه و تصميم ميگيره يه آدم جديد بشه، ولي معمولا نميشه... همهي احساسات لحظهي تحويل رو فراموش ميکنيم تا لحظهي تحويل سال بعد... احساس خيلي خوب و خوشاينديه...يه آغاز جديد...از نو...
ولي امسال واقعا از نو... ديگه نبايد هيچ وقت اين احساس رو فراموش کنيم... احساسي که به آدم قوت قلب و اميد به زندگي ميده... لحظهي تحويل بازم مثه سالهاي قبل، با همون تشريفات مياد و ميره و فقط اون زماناس که تغيير ميکنه...هر سال اون تيک تيک هيجانانگيز...هر سال اون جملهي خوشايند... هر سال....
به هر حال...بازم عيد رسيد...بازم يه سال جديد، با اهداف جديد و تصميمهاي جديد... بازم بهار رسيد...هرچند تو بعضي جاها از جمله تبريز شاید هنوز هواسرد و بورانه...!
هرچند من پاییز رودوست دارم، با اون رنگ و حالش ولي بازم احساس ميکنم دلم براي بهار تنگ شده... بايد از نو آغاز کرد...يه تلاش دوباره...
تعطليلات هم در راهه...هرچند از چند روز پيش شروع شده بود، ولي خوب، تعطيلات اصلي و مسافرتها و شاديها و جشنها در راهه... ولی این تعطیلات هم ميگذره...خيلي زود.... خيلي هم راحت ميگذره...
يادش به خير که سال پيش و سال قبلش، هر روز تعطيلمون رو با يه يادداشتي از دوستان شروع ميکرديم...با يه آشنا...يا يه نامه، يا "تذکره الرفـقا"! ... امسال هم اينا نيستن، ولي بازم همون تعطيلات ميگذرن و با سرعت ميرن...
نمیدونم چرا امسال شور و هیجان عیدای قبلی رو برام نداره . میخوام پر از شادی و شور باشم اما نمیشه یعنی میخوام ولی نمیتونم. دلیلی هم نداره . ولی دوباره سعی میکنم . دوست دارم امسال با سالهای قبلم متفاوت باشه. پر تحول ...
خوب، همين... بازم همون حرف هاي تکراري...
"اميدوارم سالي سرشار از موفقيت و شادي داشته باشين! " اميدوارم عيد خوش بگذره...اميدوارم...اميدوارم..."

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 10:0 توسط محمد
|
