تبليغاتX
دلخوشی ها

گفتمش:دل میخری....!!؟

پرسید چند...!!؟

گفتمش: دل ماله تو ، تنها بخند.....

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود..................   

سلام به همه ی دوستای خوبم.امیدارم که حال همگی خوب باشه. راستش خواستم قبل از اینکه

مدرسه ها باز بشن یه پست جدید بزارم.بچه ها من فعلا یه چند روزی نمیتونم بیام ولی تا اونجا که بتونم

حتما میام و ادامه میدم. راستش از موقعی که نوشتنه این وبلاگو شروع کردم خیلی بهش عادت کردم

و نمیخوام به همین زودی تعطیل کنم. من اگه بشه حتما هر ۱۰ روز یه بار آپ میکنم.

ممنون از همه دوستان عزیز که تو این تابستون با من بودند و از این به بعد هم منو فراموش نمیکنند.

به قول خودم: آبی باشید و سبز زندگی کنید.

 

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 22:0 توسط محمد |

درعالم حيات نه كسي پايدار ميماند و نه چيزي ابدي.

اين را بدان و از تامل و تفكر در آن لذت ببر.

هر غنچه اي گل ميشود و هر گلي سر انجام پژمرده ميگردد

و عاقبت جزء ذرات خاك ميشود.

هر عشقي عاقبت از لطف و نشاط خويش مي افتد.

ساعات عمر به سرعت ميگذرند و آرزوهاي بشر را به دنبال خويش ميكشند.

دوران كوتاه عمر فقط در ايام زود گذر عشق از خود چيزي به يادگار ميگذارد.

وگرنه هیچ......

((تو به من ميگويي:

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد  

چه تفاوت دارد باد از هر طرف كه آمد٬ آمد   

خانه ي ما ٬ز درون طوفاني است 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 22:0 توسط محمد |

با سلام و تقدیر و تشکراز همه ی دوستان عزیز که بنده رو در

 پست قبلی یاری کردن و به بنده لطف داشتن .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 21:9 توسط محمد |

سلام عرض میکنم خدمت شما دوستان گرامی. امیدوارم که حال همگی شما خوب باشه

با تشكر از دوستاني كه به بلاگ من سر ميزنن و لطف خودشونو نسبت به من اظهار ميكنن.

مي خواستم از شما دعوت كنم كه در اين پست بهترين قطعه ادبي يا حرف و جمله و متن يا شعر و يا 

هر چي كه به نظرتون زيبا و با معني باشه رو در بخش نظرات برام بنويسيد.

ممنون از همه شما دوستان عزيز كه بهم لطف داشته و در اين كار منو ياري ميكنيد. 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 10:50 توسط محمد |

فریاد من از داغ توست / بیهوده خاموشم مکن 

 

 حالا که یادت میکنم  دیگر فراموشم مکن

 

مرا همرنگ دریا کن  /  مرا یکبار معنا کن

 

+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 18:0 توسط محمد |

نگاه ساكت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد

ولي باران نميداند كه من دريايي از دردم

به ظاهر گرچه ميخندم ولي اندر سكوتي تلخ مي گريم .

 

+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 0:5 توسط محمد |