تبليغاتX
دلخوشی ها

اینم یه عکس قشنگ واسه دوستای مهربونم.

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 0:30 توسط محمد |

یکی بود یکی نبود

                  زیر گنبد کبود

تو شدی قصه عشق

                وقتی عاشقی نبود

 

مثل شب مثل شرابتو پر از وسوسه ای

مثل شبنم واسه گل عطش یک بوسه ای

 

ای غزل ای دل نواز

   ای شروع قصه ساز

تو سر آغاز منی

      مثل خورشید واسه روز

 نظر یادتون نره

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:30 توسط محمد |

در بیستون سینه ام پیچیده نای فرهاد

دل میکند غریبی هر شب به جای فرهاد

در کوی خاطراتم دنبال عشق هستم

از رد پای شیرین از جای پای فرهاد

با عشق بیکرانه،مانده است جاودانه

در بزم تیشه و سنگ حجم صدای فرهاد

در چنگ ملک هر شب گویا خدا نهاده

شوری برای شیرین شعری برای فرهاد

در هفت بند نایم،غمگین ترین صدایم

چون نی همه نوایم از های های فرهاد

یک بیستون نیازم باید که جان ببازم

تا جاودان بمانم در ماجرای فرهاد

زخمی بزن به تارم تا بشنوی چه گویم

من عاشقی غریبم درد آشنای فرهاد

نظر یادتون نره لطفا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:30 توسط محمد |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:56 توسط محمد |

دوستای خوبم ببخشید امروز فقط عکس میزارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:18 توسط محمد |

   

اگر من بمیرم غم با چه کس خلوت کند؟ ---- جز این دل هم صحبتش غم با چه کس صحبت کن؟

*****

اگر من بمیرم در دلش غم را چه کس دعوت کند؟ ---- بعد از عزای مرگ من غم با چه کس عادت کند؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:0 توسط محمد |